ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )

48

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )

2 . توصيفات قرآنى از وحى و نبوت يكى از آخرين و روشن‌ترين توصيفات از وحى در آيهء 97 سورهء بقره است كه مىفرمايد : جبرئيل آن [ وحى ] را به اذن الهى به قلب پيامبر [ ص ] نازل كرده است . اين واقعيت كه حضرت محمد [ ص ] و مسلمانان در دورهء مدنى رسالت ، اين وصف و گزارش را پذيرفته‌اند ، امرى مسلم است . اين نكته هم در حديث به تواتر رسيده است كه جبرئيل عامل يا رساننده و آورندهء وحى بوده است . احاديث اين امر را تا سرآغاز وحى و نبوت به عقب مىبرند و جبرئيل را با نخستين صلاى نبوت و ندا به حضرت ربط و پيوند مىدهند ، و لذا در اين‌جا شك محققان برانگيخته مىشود ، چرا كه جبرئيل فقط دوبار در قرآن ياد شده است ، و هردو مورد در آيات مدنى است . به‌نظر مىرسد كه پيوند دادن جبرئيل با صلاى نبوت و نداى نخستين ، تعبير و تفسير بعدى امرى بوده است كه حضرت در آغاز آن را به نحو ديگرى درك و دريافت كرده بود . گفتنى است كه در آيهء 97 سورهء بقره گفته نشده است كه جبرئيل به هيئت مرئى و مشهود ظاهر شده است . و اين نكته را نيز بايد مسلم گرفت كه وحى قرآنى ناشى از حالت كشف و شهود ، يا [ حتى ] همراه با آن نبوده است . قرآن در موردى نقل مىكند كه حضرت كشف و شهود يافته است [ سورهء نجم ، آيات 1 تا 12 و 13 تا 18 ] . از توجه به عبارات اين آيات برمىآيد كه اين كشف و شهود نسبت به خداوند رخ داده است ؛ زيرا كلمهء « عبد » بيانگر رابطهء بنده با خداوند است ، نه رابطهء فرشته [ با خداوند ] . بعضى از مفسران مسلمان با اين تفسير موافق‌اند . در سورهء تكوير ، آيات 15 تا 25 ، اين كشف و شهود ، بار ديگر به [ مواجهه با ] فرشته ربط داده مىشود . در آغاز مسلمانان چنين مىانگاشتند كه حضرت خود خداوند را ديده است ، ولى بعدا پى بردند كه اين امر غيرممكن است ؛ و لذا نتيجه گرفتند كه كشف و شهود راجع به رسول و فرستادهء الهى يعنى جبرئيل است . به‌همين ترتيب تجربهء دريافت وحى نيز چه بسا در آغاز رسالت و اوايل دورهء رسالت و وحى مدنى ، به نحو ديگر تعبير و تفسير مىشده است . درهرحال اين كشف و شهودها هرگونه تعبير و تفسير يا تبيين مىشده است ، اصل آن از نظر حضرت حقيقى و واقعى بوده است . اين كشف و شهودها بىهمتا و بدون تكرار بوده‌اند . و در قرآن اشاره‌اى به مورد ديگرى نيست ، مگر تا حدودى ، به